تبلیغات
"تصوف" درویش کیست ؟ درویشی چیست؟ - فقر و درویشی چیست ؟ شماره 2 - ادامه مطلب
"تصوف" درویش کیست ؟ درویشی چیست؟
مطالب موجود در سایت برگرفته از سخنان استاد "محقق تهرانی" می باشد.

لینکدونی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

فقر و درویشی چیست ؟ شماره 2 - ادامه مطلب

شرک و تصوف

در برخی از فرقه های صوفیه عملا و به طور آشکار شرک جلی وجود دارد. آنها عملا قطب را پرستش می کنند و او را خالق خود می دانند. فقرا در مراحل بالای سلوک شیطانی خود قطب را خدا دانسته و او را سبب الاسباب عالم می دانند. در نماز خود قطب را تصور کرده و او را در نماز پرستش می کنند و در سوره حمد خطاب به قطب می خوانند (ایاک نعبد و ایاک نستعین ) یعنی فقط قطب را می پرستم و فقط از او استعانت و کمک می خواهم. به قطب سجده می کنند، به سمت او نماز می خوانند حتی به سمت عکس او نماز می خوانند و...

البته لازم الذکر است که بگوئیم این نوع شرک در فرقه ها و سلسله های مختلف قوت و ضعف دارد. و یا به عنوان سِر داده می شود و فقرای مبتدی شاید با ده یا پانزده سال نتوانند متوجه شد.

 

صوفی و جدایی دین از سیاست (اسلام اُموی)

 متصوفه بر این عقیده هستند که دین از سیاست جداست و درویشی با سیاست بیگانه است. که این کلام از زمان خلافت امویان رواج یافت و در قرون بعدی و با ظهور متصوفه (در قرن دوم هجری) تقویت یافت. حال سوال ما از متصوفه این است که اگر شما مقتدایی خود را علی بن ابی طالب (ع) می دانید پس چرا اینگونه سخن می گوید حضرت امیرالمومنین (ع) در تمام عرصه های سیاسی زمان خود حضور داشت و حتی مدتی منصب ظاهری خلافت را نیز قبول کرد. و در تمام آن بیست و پنج سال که می گویند خانه نشین بود بسیاری از مشکلات آن زمان حکومت اسلامی را رفع کرد. همینطور دیگر جانشینان ایشان از امام حسن مجتبی (ع) گرفته وبعد از ایشان امام حسین (ع) و واقعه کربلا که همه جنبه سیاسی داشت و همینطور تا زمان مولانا صاحب الزمان (عج) این امر ادامه دارد.

ما مسلمانان بر این عقیده هستیم که خداوند حکیم است و بنابر حکمت باید برنامه ای که برای زندگی بشر قرار می دهد از هر جهت کامل باشد والا حکمت الهی زیر سوال می رود پس اسلام ، که ما مدعی هستیم دین کامل است، صد در صد باید در مورد مسائل سیاسی نیز برنامه ای داشته باشد که همینطور هم است. اسلام که برای کوچکترین کارهای فردی انسان برنامه دارد، چطور می شود برای امر مهمی مانند مسائل سیاسی که یک موضوع اجتماعی و مربوط به تمام افراد جامعه اسلامی می شود برنامه ای نداشته باشد و نسبت به این امر بی تفاوت باشد. پر واضح است که با کمی تامل به نادرست بودن این سخنان متصوفه پی می بریم.

حال اگر قرار بود دین از سیاست جدا بود پیامبر برای چه حکومت اسلامی تشکیل داد و جنگ های فراوانی کرد امیرالمومنین (ع) در زمان خلافتش برای چه این همه جنگ کرد برای چه حضرت امام حسین (ع) قیام کرد برای چه خون خود و یارانش را هدر داد و ... مسلماً متصوفه که ادعای جدایی دین از سیاست را دارند نمی توانند جواب درستی به اینگونه مسائل بدهند و در این مواقع به توجیه و تاویل مسائل می پردازند.

لازم به ذکر است متصوفه در زمانی که قدرت لازم را نداشته باشند بیشتر به اینگونه سخنان روی می آورند اما در زمانی که از قدرت لازم برخوردار باشند نظرشان در مورد مسائل سیاسی عوض می شود مانند صفی الدین اردبیلی و جانشینانش که حتی بدنبال حاکمیت نیز بوده اند. در زمان ما نیز این چنین است اگر روزی متصوفه قدرت پیدا کنند که با حکومت مقابله کنند بدون شک چنین کاری را خواهند کرد.

 

متصوفه و تقسیم دین به شریعت و طریقت

        

متصوفه بر این عقیده هستند که دین به دو قسمت شریعت و طریقت تقسیم می شود. احکام اسلام جزء شریعت است و پوسته و ظاهر دین است و اصل دین و باطن دین طریقت هست. و نیز بر این عقیده اند که به جزء مشایخ متصوفه که اسلام شناسان واقعی هستند مابقی جاهل هستند و هیچ مطلبی از دین متوجه نمی شوند. به غیر از متصوفه کسی به مقامات عرفانی نمی رسد. خدا شناسی و عرفان را مختص متصوفه می دانند. خود را متصوفه و مابقی را متشرعه می نامند. خود را عالِم و متشرعه را جاهل می خوانند.  سخنان آنان با دلایل عقلی و نقلی به راحت طرد می گردد. که حتی نیاز نیست که دلایلی بر رد آن بیاوریم. زیرا کسی که کمی با اسلام آشنایی داشته باشد می فهمد که در اسلام دو دستگی وجود ندارد. پیامبر گرامی اسلام که بالاترین فرد بشر بود خود را عامل به قوانین اسلام می دانست . او را صاحب شریعت می دانند و هیچ زمان در تاریخ بوجود آمدن اسلام ، حرفی از دوگانگی در دین نبوده است. بلکه به نظر علماء شیعه طریقت اسلام درون شریعت است که همانا هر مسلمانی به شرع مقدس اسلام عمل کند در طریقت است. البته در سخنان بعضی از علما و عرفاء نیز حرفی از طریقت آمده است اما معنای طریقت در نزد آنها کاملا متفاوت است با طریقت در نزد صوفیه می باشد. و همانطور که قبلا نیز اشاره شد صوفیه از همین اشتراک لفظی ها استفاده کرده و افراد کم اطلاع را فریب می دهند.

 

 

علوم غریبه و انگیزه برای راه یابی به خانقاه

یک دیگر از عوامل فریب و جذب افراد به سوی درویشگری بحث شگفت انگیز سحر و جادو و تسخیر جن و ... است. بسیاری از افرادی که جذب فرقه های درویشی می شوند به علت علاقه به مسائل غیبی و علوم غریبه واراد سلاسل و فرقه های درویشی می شوند زیرا از گذشته چنین مرسوم بوده که دراویش بر علوم غریبه (کیمیا ، لیمیا ، هیمیا ، سیمیا ، ریمیا) و جفر و رمل و ... مسلط بوده اند و این علوم را می توان در میان آنان پیدا کرد. بدیهی است که غالب افراد به علوم ماوراءالطبیعه و غیبی علاقه و انگیزه دارد و طالب است در مورد این امور اطلاعات کسب کند. بسیاری افرادی که درویش شده اند از روی همین علاقه بوده است . حال فرد جوانی انگیزه کسب علوم غریبه را دارد کجا باید بیابد ؟ آیا راهی جز خانقاه و یا کتب خطی پیش روی اوست . علاقه به تسخیر جن و تسخیر روح ، بخت گشایی ، گشایش حاجات ، هفتاد دو دیو و ... همه و همه در فکر جوان مشتاق به اینگونه مسائل وجود دارد.

کتاب خطی علوم غریبه پیدا می کند . کتاب بدون استاد که نمی شود . استاد کجاست ؟ چگونه می توان پیدا کرد؟ خانقاه یا درویش یا پیر کدامیک ؟ اینگونه افکار باعث می شود که فرد در مورد درویشی جستجو کند و به دنبال استاد بگردد. حال اگر با درویشی روبرو شود چه اتفاقی می افتد . فرد کم اطلاع هست در همه مسائل چه علوم غریبه چه عرفان چه کشف و کرامات . حال هر چه درویش به او بگوید این فرد می پذیرد. چون فرد به این مسائل شوق دارد. حال اگر آن درویش واقعا بر این امور اندکی آگاه باشد و به طرف مقابل آموزش بدهد . شوق فرد بیشتر شده و به مرحله ای می رسد که مرید و شاگرد درویش شده و او را می ستاید. سخنان درویش را حق گرفته و مابقی را دروغگو یا منحرف و نادان فرض می کند . حال این فرد که اینگونه جذب درویشی شده خودش می شود یک عامل تبلیغ برای درویشگری و افراد ناآگاه دیگر مانند خود را نیز به این طریق به درویشی متمایل می کند. دادن اذکار و اوراد و ختومات به افراد نیز توسط دراویش از جمله همینگونه امور است.

ولی از نظر بزرگان دین ما اینگونه امور ماورائی اگر چه جذابیت دارند ولی ارزش معرفتی و دینی ندارد و چه بسا افراد لامذهب و کافر هم دارای این چنین قدرتهایی باشند.

 

 

 

آیا فرقه ناجیه دراویش هستند؟

این سلسله (نعمت اللهی گنابادی) نیز مانند دیگر فرقه های متصوفه خود را فرقه ناجیه می داند و داعیه این را دارند که تنها راهی که از اسلام واقعی باقی مانده، آنها هستند. سیر سلوک را مختص خود دانسته و بقیه ی شیعیان همه راه را به خطا رفته اند . اگر قرار است فردی به مرحله ای از مراحل معنوی برسد فقط از راه و مسیر آنها باید برسد. در حالی که این فرقه عمری را زیر پرچم استکبار جهانی و رژیم طاغوت (پهلوی) سپری کرده . و افتخار می کند که دست بوس اربابان ظالم بوده اند(حسین تابنده معروف به رضا علیشاه روابط دوستانه و تنگاتنگی با دربار ستمشاهی بهلوی داشت، قبل از انقلاب بارها به دیدار محمدرضا پهلوی می رفت و در هر دیدار به او تعظیم می کرد ، که اسناد و تصاویر آن موجود است. ) . چطور فرقه ناجیه هستند در حالی که از طاغوتیان و ظالمان حمایت می کردند و دست بوس آنها بودند.

چگونه پیروان علی (ع) هستند در حالی که دست محمدرضا پهلوی ملعون را می بوسند .                 چه فریب خوردگانی که این  ضالین را در امتداد اولیاء خدا می دانند . آیا اولیاء خدا نیز یاور و حامی طاغوت و ظالمان بودند.

در شروع تظاهرات مردم قبل از انقلاب در شهر گناباد ،بعد از تظاهرات مردم بر علیه رژیم وقت ، دراویش گنابادی (به تبعیت از قطب وقتشان حسین تابنده) می آمدند و بر حمایت رژیم طاغوت پهلوی شعار می دادند و تظاهرات ساختگی در حمایت شاه براه می انداختند و شعار جاوید شاه سر می دادند. تا مدت ها بعد از پیروزی انقلاب قطب وقت حسین تابنده مخفی شده بود. تا اینکه به وساطت برادرش نورعلی تابنده که از نزدیکان بازرگان بود حمایت شد و از مخفیگاهش بیرون آمد.

 به مولانا علی (علیه السلام ) قسم ، بیدار و هشیار شوید که نکند با نام علی (ع) در زیر پرچم معاویه ها و عمرعاص ها قرار بگیرید.

نکند با حرف های افرادی که سخنان عرفاء را دزدیده اند و خود را به ظاهر عارف و سالک و فقیر  می خوانند، خود را فریب دهیم .     

 

معصوم کسیت؟

آنها خود را جانشین و نائب حضرات معصومین دانسته و به صورت کنایه وار در برخی از کتب و سخنانشان حتی خود را تا حد ائمه معصومین رسانده اند. و حتی خود را بالاتر از معصومین می دانند. آیا به نص صریح معصومین در نزد شیعه بیش از چهارده نفر است. آیا می توان صوفیه را جزء شیعیان امامیه اثنی عشریه دانست ؟ حتی برخی از منتقدان و محققین خوش انصاف نیز صوفیان را خارج از دایره تشیع و حتی اسلام دانسته اند.

 

مفسر قرآن کیست ؟

البته این فرقه نیز برای این ادعاهای خود دارای دلایلی هم هستند که اگر فردی که با این افراد روبرو شود و اطلاعات کافی در مورد کلام و عقاید تشیع نداشته باشد به راحتی فریب می خورد. از مهمترین ادله صوفیان تفاسیر به رای آنهاست . تعجب در جایی است کسی که قطب فعلی نورعلی تابنده نمی تواند قرآن را صحیح قرائت کند چطور قرآن را تفسیر می کند. بهتر است به جای تفسیر یک دوره روانخوانی قرآن برود.

 

شبهه افکنی دراویش در مورد مسائل سیاسی و حکومتی

از قویترین و موثرترین راه برای فریب و جذب افراد به درویشی شبهه افکنی می باشد. شبهه افکنی برای افراد ناآگاه یا کم اطلاع نسبت به مسائل سیاسی و حکومتی است .

 

صوفی کیست ؟ ( پیرامون معانی و مصادیق صوفی)

همانطور که در مطالب گذشته (استفاده از سخنان دو پهلو بزرگان) متذکر شدیم . دراویش در اثبات دعاوی خویش از کلمات چند جانبه یا به اصطلاح کلمات دو پهلو استفاده می کنند . یکی از مهم ترین آن کلمات ، کلمه صوفی می باشد. که دراویش در سخنان خود بر این کلمه بسیار تکیه می کنند. کلمه صوفی یک مشترک لفظی است . یعنی  یک لفظ که برای معانی مختلف وضع شده است. 

 

مطالب در حال تکمیل است

http://www.daravish.blogfa.com/


درباره وبلاگ

بررسی و تحلیل عقاید دراویش گنابادی - بررسی روش های جذب افراد به درویشی - استاد محقق تهرانی
مدیر وبلاگ : مصنف المحقق الطهرانی

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • به نظر شما تا چه مقدار مطالب وبلاگ به افراد محقق در زمینه عرفان متصوفه کمک می کند؟






نویسندگان

border="0" ALT="Google" align="absmiddle">